02/17/2010

آیت الله توسلی از نگاه اعضای مجمع روحانیون مبارز

مجمع: مرحوم آیت الله محمد رضا توسلی برجسته ترین چهره دفتر حضرت امام خمینی بود،که تاریخ پر افتخار پنجاه ساله را در رکاب آن حضرت برای خود رقم زد؛و لحظه های عمر خویش را در کنار مظهر  زیباترین فضیلت ها و مکارم اخلاق گذراند و جان خود را با اندیشه ناب و زلال معنویت او سیراب کرد.آیت الله توسلی کرامت حقیقی را در معنویت و رهایی و نفی وابستگی به مظاهر مادی و تجملات و دنیا طلبی جستجو کرد.دلدادگی،وفاداری،زهد،اعتدال،دلسوزی،محبت و شجاعت از ویژگی های اخلاقی اوبود که تا پایان عمر بر آنها اصرار ورزید. سخن گفتن از اسوه وفاداری کاری است بس دشوار،اما به منظور حق گذاری به آن عزیز از دست رفته و آشنایی آیندگان با سیر و اندیشه یاران امام، در گفتگوهایی با دوستداران مرحوم آیت الله توسلی و یاران و نزدیکان امام خمینی (س) ،تلاش شده که گوشه ای از زندگی این یار "همیشه با امام " را بازگو کنیم  .این گفتگو ها که در روزهای پس از رحلت ایشان انجام شد ، به مناسبت دومین سالروز در گذشت  ایشان -27 بهمن – از نظر تان می گذرد :

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی: آیت‌الله جناب حاج شیخ محمدرضا توسلی رضوان‌الله علیه انسان بزرگ‌منش، منیع‌الطبع کریم و اخلاقی بود که عمر مبارکش را در تحصیلی علوم دینی و ترویج آئین سپری کرد و به درجه والای اجتهاد رسید و فقهی بزرگوار و عالمی ژرف اندیش بود که بخش مهمی از عمر شریفش را در کنار و در خدمت امام بزرگوار گذراند. امامی که رهبری ممتاز او انقلاب و جمهوری اسلامی را در یکی از حساس‌ترین لحظه‌های تاریخ بر پا کرد و بدون تردید آیت‌الله توسلی از جمله کسانی است که بیشترین رابطه و علاقه را به این انقلاب و نظام داشت هر چند که چندان راضی از دنیا نرفت.
این روحانی بزرگوار در زمره کسانی است که بیشترین لحظات عمرش را در حوزه‌های علمی و در مجامعی که به اصطلاح بیشتر سنتی است بسر برد ولی از شگفتی‌ها اینکه با وجود عدم ارتباط سامان یافته او با مجامع روشنفکری جدید دارای اندیشه‌ای روشن و بیدار بود. کمتر کسی را دیده‌ام که در برابر خرافات و پیرایه‌ها و تحجرها چون آن بزرگ بر آشوبد و متحجران و خرافی مسلکان را بر نتابد و از یاد نبریم که آخرین لحظات عمرش را در اعتراض به این جریان‌های منحط و نیز در دفاع از حیثیت حضرت امام و حرمت بیت او بر آشفت و برای همیشه لب از سخن خود بست و همه ما را داغدار کرد.
امّا آن روشن‌بین بیداردل در عبادت و زهد و پرهیزکاری کم نظیر بود. من که افتخار همراهی با او را در بسیاری از سفرها و محافل و مجالس داشته‌ام اعتراف می‌کنم که ترک اولی از او ندیدم در سلامت و بیماری و حتی در تنگناها ندیدم که نوافل را واگذارد و به خصوص اهل شب زنده‌داری بود. جمع میان زهد و عبادت و روشن‌بینی و علم و بیداردلی امریست که کمتر می‌توان آن را سراغ گرفت.
تواضع فوق‌العاده این انسان شگفت انگیز بود. انسان را از آن جهت که انسان بود دوست می‌داشت و حقوق انسان را گرامی می‌داشت و چه تلاش‌ها که در احقاق حقی و دفاع از مظلومی و کمک به نیازمندی نکرد.
او باعث رونق و شکوه جمع و مجمع روحانیون مبارز بود و هنوز هم با اینکه ماهها از رحلت او می‌گذرد جای او برای همه دوستان او خالی است.
من نیز از او بسیار آموخته‌ام و بی‌حضور او احساس غربت می‌کنم امّا امیدوارم که روان پاکش نیز دعاگوی ما باشد که در همه حال به عنایت آن نیازمندیم تا واسطه فیض الهی باشند.
در محیطی که او بود همه خوب بودند. به همین جهت همسر او نیز بزرگی‌ها و بزرگواری‌های ستودنی دارد. بانوی ارجمندی که همراه و همگام آیت‌الله توسلی بود و آیت‌الله نیز همیشه خود را مرهون و مدیون همسر بزرگوارش می‌دانست.
فرزندانش نیز همه بهره از فضیلت‌های پدر دارند.
او مربی توانمند و زبردستی بود که بجای مرید پروری به رشد و اعتلاء جان مستمعان و اصحاب حوزه و تربیت خود می‌پرداخت و من عشق و علاقه دو طرفه میان او و یارانش را به وضوح می‌دیدم. همان گونه که ماتم زدگی اصحاب مسجد جامع قلهک و دیگر ارادتمندان او در رحلتش گواه ادعای من است. یاد آن پیر فرزانه و فقیه روشن‌نگر و والدطبع متواضع را گرامی می‌داریم و به روان پاکش درود می‌فرستیم.
اما نگاهی که در این مجال به زندگی و شخصیت حضرت آیت‌الله توسلی رضوان‌الله تعالی علیه دارم تازه نیست. ولی شاید بیان آن تازگی داشته باشد؛ انسانهای بزرگی که در عرصه یا عرصه‌هایی از حیات اجتماعی و تاریخی مردم تأثیرگذار بوده و این تاثیر نیز آشکار شده است، اعتبار و شخصیت ایران را تحت‌الشعاع وجهه و شخصیت خود قرار می‌دهند و حتی بسیاری از شئون شخصیت خود آنان تحت الشعاع وجهه‌ای قرار می‌گیرد، که وجهه پیروز شخصیت او تلقی می‌شود.
امام خمینی به اعتراف همگان انسان بزرگی است که نه تنها یک انقلاب را رهبری کرده است، بلکه توانسته است آنرا به پیروزی برساند و توفیق یافته است که نظامی را تأسیس کند که بسیاری از معادلات را در نظر و عمل در عرصه‌های داخلی، منطقه‌ای و جهانی به هم بزند و طبعاً شخصیت ممتاز او بسیاری یا همه شخصیت‌های دینی، سیاسی و اجتماعی دوران خود و حتی پیش و پس از آن را تحت‌الشعاع قرار داده است. و حتی شئون علمی، فلسفی، عرفانی و فقهی او که در آنها نیز سرآمد بوده است تحت تأثیر شخصیت سیاسی ـ اجتماعی او کم فروغ‌تر از آنچه بوده است جلوه کرده و احیاناً مورد تغافل قرار گرفته است.
بگذریم که بخاطر شتاب تحولات در جامعه انقلابی، بسیاری از ما بجای اینکه به جنبه ایجابی انقلاب پیروز یعنی تأسیس نظام تازه و مشخصات آن بیاندیشیم به جنبة سلبی آن یعنی براندازی یک رژیم فاسد و مبارزه با عوامل داخلی و خارجی پشتیبان وضع سابق توجه کرده‌ایم. در حالی که به نظر می‌رسد، نوآوری رهبری انقلاب در تأسیس، بخصوص تاکید آشکار و مکرر بر نقش ممتاز «مردم» در ایجاد و تداوم نظام و حق و حرمت آنان و جایگاه مصلحت در اداره جامعه و توجه به حقوق اساسی شهروندان و آزادی آنان در کنار اهتمام به اخلاق و پویائی فکر و فقه دینی در تأمین نیازهای انسان در جهان و زمانی که با گذشته تفاوت بنیادین دارد، از اهمیتی بیشتر از جنبه‌های سلبی انقلاب برخوردار است و البته که در این مرحله نبرد دشوارتر است، زیرا علاوه بر عوامل معارض و موانع بیرونی، موانع درونی و تاریخی نیز از جمله تازه‌کار بودن جامعه در امر مردم‌سالاری و عدم استقرار کامل فرهنگ آن و نیز عادت‌زدگی متعصبانه که به غلط نام دین و اسلام گرفته است از موانع بزرگ و مشکل‌زا است.
بهرحال شخصیت اجتماعی امام هم بخش‌های مهمی از شخصیت خود او و هم بسیاری از شخصیت‌های جامعه ما و جهان را تحت‌الشعاع قرار داده است.
در اینجا به دو نکته اشاره می‌کنم:
یکی اینکه هیچ شخصیتی در تاریخ به تنهایی نمی‌تواند منشأ اثر کارساز باشد، هم باید شرایط تاریخی و اجتماعی برای تاثیر و تغییر فراهم باشد، هم وجود همراهی بسیاری از انسانها و پشتیبانی آنان از محور رهبری نهضت لازم است.
دیگر اینکه در این میان آنچه در خور توجه و احترام است وجود کسانی است که فداکارانه و آگاهانه و به اختیار و حتی تحمل مشکلات فراوان همه امکانات معنوی، مادی و اجتماعی خود را در اختیار شخصیت محوری می‌گذارند و در ذیل و ظل وجهه او به فعالیت می‌پردازند. چرا که هم به اندیشه و راه و رهبری او معتقدند و هم خدمت به او را وظیفه خود می‌دانند.
آیت‌الله توسلی از جمله‌ بارزترین نمونه‌هایی است که از آغاز در کنار امام قرار گرفت و با همه توان در خدمت آرمانهای او و توفیق رهبری کوشید.
او به امام عشق می‌ورزید، اما این عشق یک مساله عاطفی صرف نبود. او امام را بعنوان فقیه بیداردل و سیاستمدار دلیر و روشن‌بین و رهبر ره‌یافته، دوست داشت. پس از امام نیز از اینکه مبادا شخصیت واقعی امام تحریف شود و انقلاب را کسانی که عدم اعتقاد خود را به امام و راه او قبل از پیروزی انقلاب و حتی پس از آن نشان داده‌اند، به بیراهه ببرند نگران بود و در موقعیت‌های حساس شجاعانه این نگرانی را ابراز می‌داشت و از راه امام آنگونه که دریافته بود دفاع می‌کرد.
وی بیش از دیگران به امام و روحیات او آشنا بود و مثل خود امام از آفت بزرگی که جامعه و نظام دینی را تهدید می‌کرد نام می‌برد و در بزنگاههای مختلف ابراز نظر و اعلام داشت و آن آفت عبارت بود از خرافه‌پرستی و تحجر و غرقه شدن در ظواهر و غفلت از حقیقت و محتوای دین.
وی با شجاعت نسبت به اینکه مبادا ظاهرپرستان قدرت طلب بعد از رحلت امام حتی تحت عنوان نام و راه امام عرصه را بر دیگران تنگ کنند هشدار می‌داد.
او نگران بود که با انحراف و تحریف نه تنها جامعه انقلابی از رسیدن به اهداف خود بازماند، بلکه زمینه بدنامی نظام دینی نیز فراهم آید.
وقتی بنا بود مجمع روحانیون مبارز که آیت‌الله توسلی از اعضاء برجسته آن بود بمناسبت نیمة شعبان جلسه‌ای داشته باشد که سخنرانش من بودم. ایشان با ابراز ناراحتی از آنچه امام آنرا شیادی می‌دانست، اصرار داشت که از خرافه‌گرا‌یی‌هایی که به نام اعتقاد به امام زمان(عج) و ادعاهای واهی در اثر کوردلی یا برای فریب مردم ابراز می‌شود، باید هشدار لازم به مردم داده شود.
روز قبل از سخنرانی یادداشتی را همراه با کتاب «الغیبه» برای من فرستاد و خواست که روی مطلبی پافشاری کنم و چند جا را علامت گذارده بود از جمله روی حدیث 365 آن کتاب حدیث به نقل از ابن بابویه از احمد المکتب بود و مضمون آن اینکه: قبل از درگذشت ابوالحسن علی‌ابن محمد سمری آخرین نایب خاص حضرت بقیةالله، احمد مکتب ایشان را دیدار کرده است و وی نوشته‌ای را برای مردم قرائت کرده است با این محتوا:
بنام خداوند بخشنده مهربان: ای علی ابن محمد سمری که خدایت جزای خیر دهد. تا چند روز دیگر وفات خواهی یافت کار خود را جمع کن و جانشینی برای خود مگزین چرا که بعد از تو غیبت فراگیر می‌رسد و جز به اذن خدا و بعد از مدتی بسیار طولانی و سخت شدن دلها و پر شدن زمین از بیداد، زمان ظهور نخواهد رسید. زود باشد که در میان شیعیان ادعای مشاهده و حضور امام زمان(عج) کند قبل از ظهور سفیانی و صیحه، پس او دروغ گوی افترا زننده است و...»
آیت‌الله توسلی سخت روی این موارد تاکید داشت.
مطالبی که آن عزیز در آخرین لحظات عمر شریف خود در مجمع تشخیص مصلحت بیان کرد، بهترین معرف شخصیت او و نوع دفاعی بود که از امام و راه او می‌کرد و هشدارهای تکان‌دهنده او نسبت به انقلاب و انحراف از معیارهای اصیل اسلامی در خور توجه ویژه است.
آیت‌الله توسلی عالم زاهدی بود که در تمام مدت معاشرت با او به حق ترک اولائی از او ندیدم و اهتمام جدیش بر تهجد ویژگی ممتاز او بود. او اهل ابتهال و خشوع بود و آنچه از زندگی می‌خواست پرستش حضرت حق و خدمت به بندگان او بود.
او لحظه‌ای دچار دنیازدگی و ظاهرپرستی و عوام‌فریبی نشد.
او با روشن‌بینی نظام جمهوری اسلامی را نظامی مردمی می‌دانست که در آن حق و حرمت و آزادی و آزادگی مردم جایگاه رفیع داشت و راه امام را راه دین و معنویت و اخلاق و در عرصه اجتماعی، حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و در همه حال دوری از خرافه و تحجر می‌دید.
کسی را از دست داده‌ایم که هر گاه برای امام دلتنگ می‌شدیم با نظر به چهره او یاد امام را زنده می‌کردیم و امروز همگی از دلتنگی مضاعف رنج می‌بریم.
امیدوارم مرگ باشکوه او همچون زندگی پاکش منشأ بیداری و هوشیاری علمی جامعه‌ای باشد که با خطرات بزرگی روبروست و امیدوارم دوستداران آن عزیز که همه هستی و اعتبار خود را وقف اسلام، امام و اعتلاء نظام و سربلندی ایران عزیز کرد بتوانند راه او را ادامه دهند.
روحش در جوار رحمت حق شاد و یادش گرامی باد!

حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی: آشنایی ما مسیر اهداف انقلاب صورت گرفت و از 15 خرداد 1342 شروع شد. از آن تاریخ به بعد ما با آقای توسلی و آقای شهید محلاتی که هر دو هم‌رزم و هم‌دوره و تقریباً نسبت خویشاوندی هم داشتند و هر دو از طلاب زمان آقای بروجردی بودند که سال 1327 به بعد در قم بودند آشنا شدیم که از همان موقع هر دو هم حجره، هم‌درس و هم‌دوره بودند. پس از گذراندن دروس مقدماتی و سطح کم‌کم به درس حضرت امام می‌رفتند و سپس هم درس آقای داماد، که از علمای به نام حوزه بود که درس ایشان در قم خیلی معروف بود. (آقای داماد و حضرت امام) آقای توسلی از همان زمان در مجلس درس امام بودند، و بعد که نهضت و انقلاب شروع شد با ارادتی که آقایان به امام داشتند از 15 خرداد 42 دیگر همه نسبت به امام شیفته و شیدا شده بودند. مرحوم محلاتی که از یاران دیرینه امام بود در تمام دورانی که از 15 خرداد به بعد شروع می‌شد، دوران زندان و حصر امام که شاید ده ماه طول کشید (و مدتی هم که تحت نظر بودند در قیطریه) آقای توسلی از کسانی بود که ملازم بیت امام بود تا بعد از آزادی امام که امام از زندان آمدند بیرون. چند ماه طول کشید تا تبعید امام به ترکیه پیش آمد. در تمام آن مدت آقای توسلی از افرادی بود که ملتزم دفتر امام بود. در قم مرتب به بیت امام می‌رفت و روزها می‌نشست که بیت امام تعطیل نشود، و شاید همین رفت وآمدها بود که بیت امام تعطیل نشد. در حالی که آن ایام به بیت امام رفتن و جواب مسایل مردم را دادن، کار بسیار خطرناک و حساسی بود که از هر کسی بر نمی‌آمد. این آقایان چون واقعاً به امام عشق داشتند آنجا بودند، و در تمام مدتی که امام در تبعید بودند ایشان از بیت امام هیچگاه منفک نشدند. با خطرات زیادی هم مواجه بودند اما در عین حال از بیت امام مفارقت نمی‌کردند، تا زمانی که انقلاب به پیروزی رسید.
پس از از پیروزی انقلاب یکی از افرادی که بسیار مؤثر بود باز آقای توسلی بود. ایشان از اصحاب دفتر بود تا زمانی که امام به تهران و به جماران آمدند. از آن موقع یکی از افراد مؤثر دفتر امام و مسؤول تنظیم ملاقات‌های عمومی امام بود. ایشان همه اوقاتش صرف کار دفتر امام می‌شد تا آخر.

حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر محتشمی پور : قبل از انقلاب در بیت حضرت امام چهره‌ها و شخصیت‌هایی بودند مانند مرحوم آیت‌الله توسلی و جناب آقای رسولی محلاتی که خیلی فعال بودند. هر چند که شهید آیت‌الله سیدمصطفی خمینی محوریت امور را بر عهده داشت و مسایل زیر نظر ایشان شکل می‌گرفت، امّا مرحوم آیت‌الله توسلی در دفتر امام در دو بخش فعالیت داشت. یک بخش حوزوی و ارتباطات حوزه با حضرت امام و در بخش دیگر مربوط به مسایل مبارزاتی و سیاسی. در حوزه عملیه نیز سلسله کارهای مبارزاتی و سیاسی وجود داشت که برخی از یاران و شاگردان امام نسبت به آن فعال بودند. بعد از 15 خرداد رژیم شاه تصمیم داشت که حضرت امام را اعدام کند، و حکم اعدام را هم صادر کرد. لذا عده‌ای بسیار زیاد از علما و شاگردان برجسته حضرت امام فعال شدند و شخصیت‌ها، مراجع، مجتهدان سراسر ایران را دعوت کردند تا به تهران بیایند در اعتراض به دستگیری و احکامی را که رژیم شاه می‌خواست بر علیه امام صادر بکند، قیام کنند. یکی از افرادی که در این حوزه مبارزاتی و سیاستی علاوه بر کارهای مربوط به امور مدیریت بیت امام هم فعال بود آیت‌الله توسلی بود.این نشان‌‌دهنده میزان تعهد بالای آیت‌الله توسلی به افکار و اندیشه‌های سیاسی و مبارزاتی و انقلابی حضرت امام بود، که هم التزام به فعالیت‌های علمی و حوزوی امام داشت و هم التزام و اعتقاد عملی به اندیشه‌های سیاسی و مبارزاتی حضرت امام در عرصه مبارزات. ایشان از جمله افرادی بود که بعد از تبعید امام به نجف، به نجف رفت و حضرت امام مصلحت دانستند که ایشان در ایران حضور داشته باشند و در واقع چهره‌ای مؤثر بودند. یکی از ویژگی‌های آیت‌الله توسلی آن باور و اعتقاد و تعصب ایشان نسبت به اندیشه‌های حضرت امام بود و موجب تحرک خیلی شدید در عرصه مختلف از جمله مسایل مبارزاتی می‌شد.اگر بخواهیم دو یا سه نفر را در بیت امام نام ببریم که خیلی نزدیک به امام بودند شاخص‌ترین آنها آیت‌الله توسلی بود. ایشان بسیار متواضعانه برخورد می‌کرد و دلسوز نسبت به محرومین جامعه بود که محرومین جامعه به راحتی می‌توانستند با ایشان تماس بگیرند و ایشان هم حلقه وصل بین آنها و امام می‌شد.ایشان دائماً در صحبت‌هایش راجع به حفظ حیثیت و آبروی افراد و اشخاص در برابر تهمت‌ها، دروغ‌ها و افتراع‌هایی که در روزنامه‌ها و یا بعضی از دستگاه‌ها به شخصیت‌های انقلابی و مردم عادی داده می‌شد هشدار می‌کرد.
اصلاً ایشان با جان خودش بازی می‌کرد و نمی‌توانست تحمل کند نسبت به ظلمی که به برخی شخصیت‌های انقلابی صورت می‌گیرد. البته این خصلت حضرت امام بود و آیت‌الله توسلی آن را به خوبی آموخته بود. از ویژگی‌های آیت‌الله توسلی می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: آیت‌الله توسلی دارای ویژگی‌های مبارزاتی حضرت امام بود. ایشان دارای مقام علمی بود که می‌توانست مبانی فقهی و اصولی و علمی امام را برای کسانی که می‌خواستند تبیین کند و توضیح دهد. وی از شاگردهای امام بود و از نظر روحی آن گونه پرورش یافته بود که خصلت‌های امام را در ظلم ستیزی و حمایت از محرومین به خوبی اجرا می‌کرد. ایشان حلقه وصلی بین مردم با امام بود به ویژه خانواده‌های شهدای انقلاب. وی یکی از وفادارترین یاران امام بود روحش شاد.

حجت الاسلام و المسلمین محمد مقدم :برای انسانهای بزرگ و تاریخ‌ساز ویژگی‌هائی است برجسته که یکی از آنها عمق تأثیرگذاری آنها بر روح و ضمیر انسانهای دیگر است. می‌توان میزان عظمت و گیرائی اینگونه شخصیت‌های استثنائی را در بینش و منش آنهایی جستجو کرد که به عنوان دست‌پروردگان فکری و معنوی آنها به حساب آمده‌اند و جان و ضمیرشان از آبشخور شخصیت فکری و اخلاقی آن چهره‌ها سیراب شده است. راز و رمز این حقیقت در گسترة وجودی این ابرمردان انسان‌ساز نهفته است، به گونه‌ای که شخصیت آنان به کانونی جریان‌ساز و مکتبی پیام‌بخش آن هم برای همه نسل‌ها و همه عصرها تبدیل شده است. اینان از مدار یک شخص عبور کرده و به صورت یک مکتب ظهور نموده‌اند و از این جهت ماندگار، اثرگذار و بالنده خواهند شد. امام خمینی(س) از زمره چنین مردان باعظمت و بزرگی است. اندیشه‌ها و آرمانهای بلندش انسانهای بیشماری را بی‌تاب و بیقرار خود ساخته تا جائیکه هویت خویش را در آئینه باورها و افکار او جستجو می‌کنند.
مرحوم آیت‌الله توسلی یکی از دلدادگان فکری و معنوی امام راحل بود. گرچه ایشان از زمرة شاگردان امام بود که از محضر علم و دانش وی بهره‌ها برگرفته بود، ولی برجستگی و امتیاز مرحوم توسلی تأثیرپذیری از شخصیت اخلاقی و معنوی حضرت امام بود. در این نوشتار کوتاه به برخی از شاخص‌های رفتاری و اخلاقی ایشان اشاره خواهم کرد که نشانگر خودساختگی از یک سو و الگوپذیری از منش بلند و گیرای حضرت امام(س) از سوی دیگر است.
صداقت و صراحت: در بیان نگاه و نظرش فوق‌‌العاده صادق و صریح بود. گرچه از یاران بسیار نزدیک حضرت امام بود ولی هیچگاه امام و انقلاب را دستمایة مقام و موقعیت خود نساخت. برای او امام و مجموعه اندیشه‌های شفاف و راهگشای حضرتش اصل و اساس بود. اگر خلافی می‌دید صریحاً بیان می‌کرد و از رنگ و ریا و مکر و کلک به شدت دوری می‌جست. در دفاع از فضیلت و حقیقت هیچ ملاحظه‌ای نداشت و هرگز به منافع خویش نمی‌اندیشید. عملکرد او در گذشته به خصوص دوران اصلاحات بر همه مشهود بود، که در مقابل هجمه‌های بدخواهان و تنگ‌نظران نسبت به برخی از شخصیت‌ها مثل جناب آقای خاتمی، صادقانه می‌ایستاد و با صراحت دفاع می‌کرد و همیشه اصرار داشت خود را در کنار او قرار دهد تا مردم فرزند فاضل امام را کنار یار دیرین حضرت امام ببینند و این خود بهترین دفاع از آقای خاتمی بود.
تحمل و مدارا: در عرصة حکمرانی یکی از مهمترین شیوه‌های نیک و نقش‌آفرین حاکمان تحمل است. چه اینکه انسانها دارای سلیقه‌های متفاوت و نگاه‌های متنوع‌اند و حتی اگر اعضای یک خانواده باشند، نمی‌توان از همه انتظار نگاهی یکسان به هر موضوع و پدیده‌ای را داشت. آنچه می‌تواند این نظرات و نگاههای متفاوت که برخاسته از سلایق آدمیان است به یک انسجام هدایت نماید و از پراکندگی و احیاناً رویارویی ممانعت ورزد، چیزی جز تحمل و مدارا نیست.
مرحوم آیت‌الله توسلی در این جهت انصافاً سرآمد بود. به گونه‌ای که تکیه‌گاه بسیاری از احزاب و گروههایی که مورد بی‌مهری قرار می‌گرفتند به حساب می‌آمد و از اینکه برخی از دوستان روشی تند و تیز دارند رنج می‌برد و خون دل می‌خورد. انقلاب را چتری فراگیر می‌دید و امام را برای همه می‌خواست. از تنگ‌نظری‌ها و خود ملاک‌بینی‌ها گریزان بود. همواره از خاطراتی که از حضرت امام در این زمینه داشت بسیار بیان می‌کرد و می‌کوشید دیگران را از این بیماری خطرناک یعنی کوته‌نظری برحذر دارد. از اینکه فرزندان امام و انقلاب با بهانه‌های مختلف و واهی از صحنه رانده می‌شوند رنج می‌کشید و از تهمت‌ها و دروغ‌گوئی‌ها و انگ‌زدن‌ها برمی‌آشفت، و شگفتا که در آخرین کلماتی که بی‌تابانه بر زبان رانده و احساس خطر نموده و هشدار داده همین روشهای شوم و شکننده است، که از راه و مرام حضرت امام به دور بوده و باید جامعه را نسبت بدانها هشیار نمود.
روشن‌بینی و بصیرت: مرحوم توسلی فکری روشن و دلی شفاف و قلبی بلورین داشت. او چونان امام، پیر و مرادش، از منصة دین منادی شکوه و کرامت و آزادی انسان بود و از اینکه با چشمان آلوده و دلهای بیمار اسلام و مسلمانی را به خرافات و موهومات می‌آلایند، احساس خطر می‌کرد. در ماههای اخیر نسبت به خرافه‌گرایی و تحجر و واپس‌گرایی بیش از هر چیزی هشدار می‌داد و چه زیبا این یار همیشگی امام روزهای آخر عمر خود به تنویر افکار و تصفیه قلوب دینداران از افکار معیوب و آموزه‏های ناصواب می‌پرداخت و مگر امام چنین نکرد؟!
کدام فریاد امام تابسوزتر از هشدار وی نسبت به متحجرین و واپس‌گرایان بود؟ کدام هشدار پیر جماران پراحساس‌تر از خطر دام گسترده‌ دین‌فروشان زاهدنما و ریاکاران خودنما بود؟
مرحوم توسلی از امام خویش آموخته بود که حوزة تحجر و جمود و جهل‌گرایی فوق‌العاده خطرناک و ایمان‌سوز است و اگر عالمان آگاه و روشنگران دانا مجال دهند همه باورها و آرمان‌های زندگی‌ساز جامعه مسخ و بی‌اثر خواهد شد و ناخواسته سر از پاره‌ای از موهومات و اندیشه‌های سست و سخیف بیرون خواهد آورد. در آخرین کلماتش این یار خالص امام باز فریاد زد که هان ای پاسداران فکر و فرهنگ مردم و ای منادیان دین و دینداری و ای دوستان امام باید چاره‌ای اندیشید و نسبت به خطر جهل و جمود و تحجر و واپسگرایی مردم را توجه داد.
دفاع دائم از امام و بیت امام(س): مرحوم توسلی باور داشت که منظومه فکری و اندیشه‌های فرهنگی حضرت امام بنائی است که لازم است همواره در بلندای زمان استوار و خلل‌ناپذیر بماند چه اینکه هر گونه ایجاد دودلی و یا تردید و احیاناً تخریب در بن‌مایة نظام دینی و جمهوری اسلامی سست و متزلزل می‌گردد. قدرت نظام اسلامی در گرو اقتدار و پایداری افکار و اندیشه‌های حضرت امام است. ایجاد رخنه و روزنه در هر بخشی از میراث گرانسنگ امام امکان سرایت به دیگر بخش‌های آن در آینده نیز خواهد داشت. وقتی نسبت به یکی از حساس‌ترین و در عین‌حال شفاف‌ترین نظرات و تأکیدات امام آن هم در وصیت‌نامه حضرتش که برای آیندگان ثبت و درج شده است یعنی عدم دخالت نظامیان در امور سیاسی کشور، تردید شود خطری است که قبل از هر چیز ممکن است دامنگیر اصل نظام گردد و در دیگر امور شک و شبهه‌ ایجاد شود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران